سلام ...
امروز همینطوری و بدون ذهنیت قبلی اومدم تا هرچی به ذهنم میرسه بنویسم :
دو هفته اس که ازم هیچ خبری نیس .
درسام یه دفعه افت کرد و دو تا امتحان خیلی خیلی خراب کردم ( دو تا و نیم ) برای همین تصمیم گرفتم یه ذره کار با کامپیوترو کمتر کنم . البته الان دوباره بهتر شده .
اینجا دوبار برف اومده . اما زیاد نشسته .... یه اتفاق خیلی جالب افتاده :
چند وقته که شبا وقتی خواب می بینم اصلا یادم نمیاد چی بوده ... اما همه اونایی که بعد از بیدار شدنم یادم میاد توی همیشون برف می اومده . فکر می کنم 4 بار توی این ماه خواب برف دیده باشم .
دیروز توی کتاب تعبیر خواب تعبیر برفو نگاه کردم اینطوری بود : ابن سیرین میگه برف به خواب دیدن غم و اندوه و عذاب است
. اگه کم باشه یا در زمستون برف بباره یعنی اینکه کسایی که اونجا زندگی می کنن یه غم و اندوه میاد سراغشون
.
امام صادق هم می گن : دیدن برف توی خواب شش دلیل داره : اولیش روزیه
. دومیش زندگی
. سومی مال بسیار و ارزانی نرخ هاس
. چهارم لشکر بسیاره
( این یکی به من نمی خوره ) پنجمیش بیماریه
و ششمی غم و اندوه
. بعد میگه اگه توی زمستون برف جمع می کرد یعنی اینکه بهش خوش می گذره یا یه عالمه سود می کنه . اما من برف جمع نمی کردم
!!!
کرمانی هم میگه : برف در خواب دیدن توی زمستون دلیل بر خیر و نیکی است
.
خدا کنه تعبیر ابن سیرین غلط باشه ها ... دارم کم کم نگران میشم
!
بگذریم ...
هفته پیش اینجا نمایشگاه کتاب بود .
تقریبا 70 % کتاباشون مذهبی بود
. در به در دنبال یک کتاب از صادق هدایت می گشتم ولی پیش هرکی می رفتم یه نگاه بد بهم می انداخت و می گفت چاپش ممنوعه
. بالاخره یه غرفه پیدا کردم و ازش زنده به گور صادق هدایتو خریدم . ![]()
جلد سه رد شیطانو هم خریدم (از دارن شان ) ... خیلی قشنگ بود ... منتظرم جلد چهارش بیاد .
راستی ... دیگه تا بعد از سربازی ممنوع الخروج شدم ... ![]()
امروز حرفم نمیاد !!!![]()
اصلا کاشکی هیچی نمی نوشتم ... کاشکی امروز وبلاگو آپ نمی کردم .
پ.ن : اصلا حوصله نظر گذاشتن واسه هیچ وبلاگی رو ندارم . امیدوارم درک کنین و ازم ناراحت نشین . اصلا توانشو ندارم . ![]()
خداحافظ . ![]()

