سلام ...
خوبین ؟!!
چه خبرا ؟
جاتون خالی امتحانای من همین امروز تموم شد ... ولی نمی دونم چرا اصلا احساس تابستون نمی کنم !!!
امسال برای امتحانای ترم دوم خیلی درس خوندم چون توی طول سال مخصوصا ترم دوم دنبال کارای طرحمون بودیم غیبت زیاد داشتم وقتی هم که سر کلاس بودم حواسم جای دیگه بود ...
خیلی جالب بود کتابا رو باز می کردم که بخونم به خودم می گفتم چه جالت همه مطالب جدیده!!!
امسال معلم دفاعیمونو خیلی اذیت کردم . یادم باشه اگه دیدمش بگم حلالم کنه ... بیچاره ترم اول امتحان میان ترم ازمون گرفته بود من 5 شدم
یه بار هم می خواست نحوه استتار روی زمین به حالت دراز کشو آموزش بده گفت یکی بیاد اینجا رو زمین دراز بکشه ولی هیچکی نرفت چون هیچکس نمی خواست لباسش کثیف بشه
از وقتی هم که این دیالوگ خیلی خطرناکه حسن مد شده خیلی تو مدرسه می خندیدیم. مخصوصا معلم شیمی رو خیلی اذیتش می کردیم چون از بقیه معلما جوون تر و خوش اخلاق تر بود . هروقت هم که عصبانی می شد همه بچه ها با هم بهش می گفتن خیلی خطرناکی حسن
امشب هم قراره با بچه های خطه (تو کلاسمون 4 نفر بودیم که هرچی بلا و بدبختی بود از سمت ما بود. از اواسط سال اول همه معلما و ناظما به ما چهار نفر که میز آخر و یکی مونده به آخر کلاس می نشستیم . میگن خطه دشمن پرور
جدیدا یه جوری شده سوتی های خیلی بدی می دم ... مثلا چند وقت پیش داشتم واسه خودم شاد و خوشحال می رفتم مدرسه که امتحان بدم سرم هم تو کتاب خودم بود داشتم درس می خوندم . بعد یه دفعه نمی دونم چی شد یه انسان بی فرهنگ حواسش نبود اومد از پشت با دوچره منو زیر گرفت
چند وقت پیش هم رفتم زدم تو پشت یکی از بچه ها گفتم چطوری چاقال
یه سوتی اساسی هم هست که مال پارساله ... تا حالا خجالت می کشیدم بگمش ولی حالا میگم
چند وقت پیش یه شب با دوستام ( همین بچه های خطه ) رفتیم بیرون پیتزا بخوریم ... پیتزا رو خوردیم و تموم شد ... 3 تا آقا هم کنار ما نشسته بودن اونا هم 3 تا پیتزا سفارش داده بودن هرکدوم تقریبا نصف پیتزاشونو خوردن و رفتن ... این دوستای منم که بگم خدا چیکارشون کنه نمی دونم چی شد به سرشون زد که هنوز سیر نشدن و بلند شدن رفتن (منم بردن با خودشون ) سرمیز اون 3 تا آقا شروع کردیم پیتزای اونا رو هم خوردیم
خوب دیگه ... برای امروز بسه ...
باید تا فردا فرم جشنواره بابل رو آماده کنیم تا 30 خرداد هم فرمهای خوارزمی ... هنوز هم هیچ کدومشونو تکمیل نکردیم .
مراقب خودتون باشین ...
برای منم هم دعا کنین .
پ.ن => راستی من امروز به وبلاگ تک تکتون سر زدم اگه کسی هست که از قلم افتاده باشه بهم بگین .... ![]()
سلام ...
دلم تنگ شده بود گفتم بیام یه بار دیگه آپ کنم
امروز بعد از یه قرن اومدم آمار وبلاگمو چک کردم دیدم این هفته روزی دو تا بازدید داشتم !!! ![]()
وقت دارم چون تا امتحان بعدیمون ۲ شنبه اس و آمار هم هست که خیلی آسونه ...ولی اصلا حوصله ندارم که بیام براتون نظر بذارم چون امروز امتحان عربی داشتیم
و خیلی بهم فشار اومد اومدم یه ذره خودمو تخلیه کنم .
آخه این درسته که منو از نعمت بزرگ تقلب محروم کنن .
من زیاد به خاطر نمره تقلب نمی کنم بیشتر به خاطر هیجانشه یه ذره هم واسه نمره یه ذره هم واسه اینکه مطمئن بشم درست نوشتم ولی امسال نامردا منو یه جایی گذاشتن که هیچ کاری نمی شه کرد . بذارین نقشه سالن امتحاناتو براتون بکشم ...
راهنما :
: من
بچه ها
مراقب
اینجا تا پایین همش دیواره
اینجا هم همش دیواره ... یعنی سمت چپ و پشت سر من همش دیواره سمت راستم هم مراقبه!!!
نفر چلوییم هم که وقتی میشینه رو ورقه اش خیمه میزنه
بگذریم ... 3 تا امتحان دیگه مونده که اونا هم تموم بشه میام این 3 ماه ر و جبران می کنم .
الان هم هرچی فکر کردم دیدم واقعا نمی تونم بیام براتون نظر بذارم .... دیشب فقط 2 ساعت خوابیدم می خوام برم بخوام تا شب !
مراقب خودتون باشین
برای منم دعا کنین .
![]()

