تبليغاتX
... سه نقطه



نویسنده : هومن ; ساعت 17:24 روز

اگه دیگه نمیتونی یه راه پیدا کنی برای گذر از سختیات...

PPP0010933

خودت پاشو یه راه بساز ...

سلام !
دلم گرفته !
نتیجه آزمون اولم اومد .... بد نشد !
امروز آزمون دوممو دادم
افتضضضضضضضضضضضضضاح شد! اومده بودم خونه از رو پاسخ نامه جوابارو چک میکردم، هر 1 دقیقه یه بار تو دلم فحش میدادم !
دیروز با دوستم رفتیم کتابخونه برا آزمون آماده شیم، من یه شعر خوندم، اونم 3 تا مسئله فیزیک حل کرد ... بعد سر صحبت باز شد شروع کردیم به حرف زدن تا اینکه کتابخونه تعطیل شد ... بعد رفتیم من برا من لباس بخرم، بعدش اینقدر راه رفتیم که خسته شدیم و برگشتیم خونه! حسابی برا آزمون امروز خودمونو آماده کردیم!
* بوفه مدرسمون خیلی گرون فروشه ! یه روز سیم بردم مدرسه در بوفه رو از پشت با سیم بستیم که یه ذره اون تو بمونه بخندیم ولی مثل اینکه مستخدممون یه ربع بعدش اومده بازش کرده!!! الان تصمیم گرفتیم با بچه ها بریم یه قفل بخریم که تا کلیدساز بیارن چند ساعتی اون تو بمونه به کاراش فکر کنه متحول بشه!!!
** دیروز پله برقی پل هوایی برعکس شده بود، اونی که میرفت بالا میومد پایین، اونی که باید میومد پایین میرفت بالا... طبق عادت رفتم از اونی که همیشه میرم پایین برم که دوستم نگهم داشت... از پل که اومدیم پایین یه آقایی اون بالا اشتباه منو کرد، ولی هیچکس نبود که نگهش داره ... شترق!!!
*** یه شب امتحان ریاضی داشتیم، خواب دیدم رفتم زیر رادیکال، هرچی خودمو در مزدوج ضرب میکنم گویا نمیشم. اینقدر کابوس بدی بود!!!

**** به دوستم گفتم: به سرم زده برم کتاب مائده های زمینی آندره ژید رو بخرم ... گفت : یادته سال دوم فلانی می خواست بره بخره چقدر مسخره اش میکردی و میکردیم !

پ.ن.۱=>حس برگی رو دارم که تو رودخونه افتاده، نميدونه چطور. همين طور داره ميره، نميدونه کجا. گاهی راهش مستقيمه، گاهی دور خودش با سرعت ميچرخه، نميدونه چرا. آخرش کجا ميره و چی ميشه.... اونم نميدونه !

پ.ن.۲=> به دنیا اومدم ... همین چند روز پیش

پ.ن.۳=> دانشمندا کشف کردن مورچه هام مثل آدما از خواب که بیدار میشن خمیازه میکشن ! 

مورچه دوست دارم !

 




دسته بندی :

    لینک مطلب