اینروزها انگار بچه هایند که از صدای خنده ی بزرگترها شاد می شوند، شادی میکنند، می رقصند...
آخر آنها ،
دل مرده اند...
سلام ... !
تلاشام برا در آوردن یه لقمه نون حلال به نتیجه رسید...
اول خدمتتون عرض کنم که یه جا رفتم فرم پر کردم برا تدریس زبان، گفتن فردا ساعت 5 آزمونه بیاین ... رفتم نشستم دیدم بغل دستیم داره با نیش باز بهم نگاه میکنه ...
پاسخنامشو نگاه کردم میبینم نوشته تحصیلات: کارشناس ارشد مکانیک!!! مال منم نزدیک بودا .. دیپلم ریاضی فیزیک!
قراره تا فردا به اونایی که انتخاب شدن خبر بدن.
یه جا دیگم فرم پر کردم که گفتن تا شنبه هفته دیگه خبر میدن.![]()
یه جام آگهی بود به تعدادی مدرس جهت دروس دبیرستان و پیش دانشگاهی نیازمندیم. رفتم دیدم یه خانومی نشسته پشت میز... گفتم برا این آگهیتون مزاحم شدم.... گفت میخوای کلاس ثبت نام کنی؟
گفتم نخیر میخوام استخدام شم !!! نیشش باز شد،
یه فرم داد پر کنم گفت برو تا خبرت کنن ! (ولی انصافا شیمیم خیلی خوبه ها!)
بعد اومدم از تدریس کشیدم بیرون ... گفتم تا اینا خبر بدن بریم سراغ یه کار دیگه ...
چند جا زنگ زدم ... بعد یه جا مدیر فروش می خواستن، زنگ زدم گفتن شما بازاریابی باید بلد باشی، بلدی ؟! گفتم آره
...بعد گفتن عصر ساعت 5 بیاین مصاحبه بدین... منم از 12 ظهر تا 4 نشستم از اینترنت چند تا کتاب و مقاله راجع به اصول بازاریابی درآوردم خوندم همشونو، بازاریابی یاد گرفتم !!! ![]()
![]()
خلاصه که رفتم اونجا از همون اول طوری رفتم جلو انگار من رئیسشونم !!! یه کم صحبت کردیم و سوال پرسیدم ازشون بعد بنده خدا یه کلمه شیشه از دهنش در اومد و لایه نشانی.... منم که نا سلامتی خدای شیشه و نانوپوشش و لایه نشانی و اینام دیگه
گرفتم تا آخر بحث ولش نکردم ...! خلاصه ازم خوششون اومد شدم مدیر فروش شرکتشون !!! ![]()
قراره از اول هفته بریم سر کار دنبال یه لقمه نون! ![]()
یه جشنواره دانش آموزی نانو ام قراره تو تهران برگزار بشه قراره به طرح اول و دو م و سوم سکه بدن ... مام که تا آخر شهریور هنوز دانش آموز محسوب میشیم ... می خوایم بریم سکه هامونو بگیریم برگردیم ! ![]()
قبل کنکور رفتم پیش مشاورم، برگشت بهم گفت تو همه چیت خوبه، فقط اعتماد به نفست خیلی بالاس که این اعتماد به نفس کاذبه
!!! همونجا اعتماد به نفسمو از دست دادم ! ![]()
به نظرتون من خیلی اعتماد به نفسم بالاس؟!!
وقتی تلاش میکنی

انتظار نداشته باش که حتما پیروز بشی...!
سلام ... ! ![]()
پنجشنبه 7 صبح دانشکده ریاضیات:
منو و یه پلاستیک و یه جا مدادی .... تو پلاستیکم شکلاتو و کیک و آب میوس ... میرم پیش بقیه دوستام که حوزشون اونجاس ...
خوشم میاد هیچ کدوممون استرس نداریم !!!! ![]()
بعد اونجا کشف کردیم که خیلی چاغ شدم ... انگشت میزنم به شکمم اینور اونور میره
.... یه زنه تو بلندگو صحبت میکنه ولی هیچکی نمیشنوه چی میگه ... صداش خیلی ضعیفه ... میریم تو .... اه، این کولرشون بادش مستقیم تو صورت منه .... همش پاسخناممو میخواد باد ببره ! آییی گردنم ...! ![]()
...
کنکور جونمم آخرش از پشت بهم خنجر زد، بی معرفت ! ![]()
ادبیات و ریاضی سخت بود .. تو عمومی و اختصاصی وخ کم آوردم ... شیمیم مسئله هاش حل نمی شد !!! ![]()
در مجموع اونطوری که انتظار داشتم نشد اما بدم نشد زیاد. ... میگن سخت بوده! ![]()
قرار بود با دوستم دوتایی بریم سفر، شیرازو و .... اما قبلش چون جفتی انتخاب اول دانشگاه آزادمونو زده بودیم متالورژی نیشابور باید می رفتیم اونجا امتحان میدادیم..... چقدرم که امتحانش مسخره و آسون بود! خلاصه رفتیم و برگشتیم ... دیدیم جفت مامانامون نظرشون برگشته نمیذارن بریم !!! ![]()
از اون روز تا الان انواع روش های پاچه خواری رو استفاده کردیم تا بالاخره راضی شدن که اگه با تور بریم بزارن! ![]()
کلا تا الان تابستونو حلال کردم! جمعه، روز بعد کنکور، با یه گروهی رفتیم بیرون شهر، کنار یه آبشار...![]()

بعد با دوستم رفتیم نیشابور برا کنکور،![]()

پنجشنبه شب عصر برگشتیم جمعه صبح با همون گروه رفتیم کنار یه دریاچه! ![]()

دنبال کار میگردم... نه کار تمام وقت مثل فروشندگی ... یه کار کوچیک، مثل تدریس تو آموزشگاها ![]()
بعد کنکور حوصله نوشتن نبود .... الانم زیاد نیس ... میبینی که چقدر بد نوشتم! ولی وبلاگ تک تکتونو می خونم.![]()
وقتی بیکار میشی چیکار میکنی؟!
ميدانيد گاه مي انديشم حجاب براي حفظ يك زن و يا مرد است و آيا اين نگاه هيز بر پيكر او براي تذكر حجاب آيا شرعي است ؟
اصلا او نه اسلام ميداند و نه سياسي است اما نباید انتظار داشت یک انسان اين نگاه هرزه بر پيكرش را بيذيرد!
گاها چنان به او نگريسته كه تا بحال پسري بر پيكر برهنه اش نگاه نكرده!
گاها مي انديشم پسرانمان باز پاك تر مينگرند تا آنكه با اسلحه به يك هم وطن و هم خون خود ميگويد بكش جلو آن روسري را ....
روسري جلو كشيده ميشود ولي حرمت ... برهنه!
تلخ اند .....
---------------------------------------------------------------------------------------------
حوصله ندارم بنویسم ... اینو قبل عید نوشته بود .... موقتی داشته باشینش
فعلا ... !
