پیشینه ی کلاه: نمی دانم
در کدام زمین علفی رویید
و کدامین گوسفند آن را چرید
نمی دانم
کدام چوپان پشم را چید
و نمی دانم
چه کسی پشم را ریسید
حتی نمی دانم
کدامین دست ، کلاه را بافت
اما خوب می دانم
هنگام سرما
کلاهم کمی یاریم می دهد.
سپاسگزاری:
سپاس
علفِ نمی دانم کدام مرتع
گوسفندِ نمی دانم کدام چوپان
چوپان و ریسنده و بافنده ی نمی دانم کدام ناحیه
سپاس همه ی شما
در تسکین گزند سرما ...
-----------------
چند روز پیش با یکی از دوستام از کتابخونه برمیگشتیم، بهم گفت: ما رو هومن بخشی یه حساب دیگه ای می کردیم ... خیلی عوض شدی !
فکر کردم ... خیلی اخلاقام عوض شده ... ساکت شدم، آروم شدم، پر انرژی نیستم، اون تیکه از ذهنمم که محض تفریح نقشه های شرارت آمیز میکشید از کار افتاده، 8 شب از کتابخونه میام خونه، وقتی که پامو میذارم تو خونه از درس زده شدم و حوصله تفریح ندارم، فقط وقت میگذرونم تا ساعت بشه نزدیک 12 و بعد میرم میخوابم تا زود فردا بشه دوباره برم به جنگش ... قوی ترو سنگین تر از چیزی بود که فک میکردم ... کنکور کمرو شکست. چاره ای نیس، برای از سر راه برداشتنش باید طراوتمو فدا کنم...
لباسام همیشه مرتب و اتوکشیده بودم، خودمم همینطور، ولی الان دیگه واسم مهم نیس ... ریشام بلند شده، موهام نامرتبه، اصلا برام مهم نیس که چی تنم باشه و ...
یادتونه گفتم دعوتمون کردن میخوان بهمون جایزه بدن ؟! رفتیم مراسل تقدیر بعد اونجا اسممونو به عنوان مخترع برتر استان تو سال 87 اعلام کردن !!! خودمون باور نمی کردیم ! ![]()
پ.ن1: اینجا رو ببینین.
پ.ن2: چند روز پیش این حس اومد سراغم که: من از دماغ فیل افتادم پایین ... از اون نوک نوکش ! ![]()
پ.ن3: ترجیحا از استعمال اشکال
و
خودداری فرمایید! ![]()
![]()
